عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

97

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

اسناد موهون و سست قرائتهاى شاذ را كه به صاحبان آنها استناد داده شده ، جرح و تعديل كند بنابر اين ، اينها نمىتواند دليلى باشد بر متنى كه به تواتر از پيامبر [ ص ] به ما رسيده است چون اكثر آنها ساختگى هستند و به اصحاب و به پيامبر [ ص ] نسبت داده شده‌اند و هر گاه به برخى از آنها - از حيث سند يا متن - شك وارد گردد ، ساقط مىشوند و اعتبار آنها از بين مىرود و صلاحيت مبناى چنين حكمى را ندارند . ابو حيّان در شرحى بر قرائت عبد اللّه - ابن مسعود در آيهء ( فوسوس لهما الشّيطان عنها ) به جاى فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها « 1 » مىگويد : اين قرائت با متن مصحف اجماع شده ، مخالفت دارد و بهتر است كه « تفسير » تلقى شود چه آنچه كه از او و يا ديگران بدين صورت روايت شده است و با متن مصحف مخالفت دارد ، اين چنين است . بيشتر قرائتهاى ابن مسعود منسوب به شيعه است و برخى از علماى ما ، گفته‌اند : به تواتر در نزد ما صحيح است كه قرائت ابن مسعود بر طبق غير آنچه كه از او نقل آمده ، از قرائتهايى است كه موافق رسم الخط است . هر چند كه واحد هستند و به فرض درستى و صحت آنها ، با آنچه كه از طريق تواتر ، ثابت شده است ، تعارض ندارد . » « 2 » . نويسنده فراموش كرده است وقتى چنين تصرفاتى را به صحابه و تابعين نسبت مىدهد ، در حقيقت ، ناقل سخنان دشمنان خدا در دين اويند ، كسانى كه روششان را در اظهار نظر در قرآن و سنّت آورديم . مباد كه صحابه و تابعين در قرآن ، تنها به راى خود و بدون سندى مرفوع به پيامبر [ ص ] بسنده كنند . بنابر اين چرا آنها را متهم كنيم كه براى افزودن ، استوار كردن و گرايش به اغراض اعتقادى خود ، با متن قرآن بازى كرده‌اند ؟ ! شگفت آن كه نويسنده ، در ابتدا ، اين قول كه اين عبارتهاى اضافى ، عبارتهاى تفسيرىاند را خطا شمرده است چه اين كه شايد به ذوق و درك خويش ، استوارى و بلاغت متن قرآن را بعد از آن افزايش مذكور ملاحظه كرده و حال آن كه با كمترين دقت به اين زيادتهاى تفسيرى ، ناچيز بودن [ ضعف ادبى ] آنها نسبت به متن اصلى فهميده مىشود . چنان كه دانسته آمد در اين عبارتهاى اضافى ، اشاره‌هايى تفسيرى و بيانى است كه چنان كه تأكيد

--> ( 1 ) بقره ( 2 ) ، بخشى از آيهء 36 : پس شيطان [ آدم و حوا ] را از [ جنت ] بلغزانيد . . . . ( 2 ) ابو حيّان ، البحر المحيط ، ج 1 ، ص 159 .